
یادِ ایامِ صفا و عهدِ پیمان، یادِ باد آنهمه پاکی که در دشت و بیابان، یادِ باد ما که بینام و نشان بودیم در سنگر به عشق شورِ آن پروازِ روح و آن شتابان، یادِ باد جوهرِ آرمانِ سرخِ ما هنوزم زنده است فارغ از نام و مقام و ترسِ از جان، یادِ باد گرچه در روز جاری این غبارِ غم نشسته بر زمین آن شکوهِ قلههایِ نور و ایمان، یادِ باد ای علیشی درگذر،ازاین شبِ تاریکِ شهر مینویسد با دلی خونین و گریان، یادِ باد علی علیش زاده
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «جان دوباره» را میخوانید.
این شعر، حکایتِ سفری طولانی است از گمگشتگی و سستیِ طبع تا احیای دوبارهی ذوق و توانِ کلام، پس از سی سال خفتگی. این ابیات، رهاوردِ هدایتِ الهی و لطفِ حضرتِ حق است که در اوج ناامیدی، روحی تازه بخشید تا بتوانم بار دیگر، نغمههای دل را در قالبِ شعر تقدیم شماعزیزان بکنم و دین خود را ادا بکنمجان دوبارهروزگاری درجوانی برمن افتاد اتفاقبرسرمنکرچه ها شدبرمن از روی اشتیاقدرهوای منکرات ازدل من زد شرریچونکه از چوب خطا خورد به من سرضرریگرچه درظ
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
در این مطلب، جزئیات مربوط به «ندای انتظار» ارائه شده است.
این غزل در وصف انتظار برای ظهور مصلح جهانی سروده شده است. شاعر با لحنی آمیخته از درد فراق، شکایت از وضعیت جهان و تفسیرهای نادرست زمانه، از خداوند و مصلح غایب درخواست آشکار شدن و برقراری عدل الهی میکند. شاعر در این غزل، عهد وفاداری خود را هر جمعه با نام تخلص «علیشی» تازه کرده و آرزوی جانفشانی در رکاب موعود را دارد. غزل با تلخی روزگار آغاز شده و با امیدواری کامل به سحر ظهور و گسترش عدل به پایان میرسدندای انتظارای مصلح نیکان نظری، سوی جهان
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «اوتان» را میخوانید.
اﯼ ﺧﻄﺎ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺸﺮ ﺧﺎﻟﻖ ﺳﺒﺤﺎﻧﺪﺍﺩﻥ ﺍﻭﺗﺎﻥﺍﻝ ﮔﻮﺗﻮﺭ ﺍﯾﻠﻪ ﺩﯾﮕﻮﻥ ﺣﯿﻠﻪ ﭘﻨﻬﺎﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﺗﺎﻥﺧﻠﻘﯽ ﺁﻻﺗﻤﺎ ﺋﻮﻟﻮﻡ ﻭﺍﺭ ﺋﻮﻟﻪ ﺟﮑﺴﻦ ﺑﯿﺮ ﮔﻮﻥﻗﺎﺿﯽ ﻭ ﻣﺤﮑﻤﻪ ﻭ ﻣﺤﺸﺮ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﺗﺎﻥﺻﻒ ﻣﺤﺸﺮﺩﻩ ﭘﯿﻤﺒﺮ ﺑﺎﺧﺎﺟﺎﻕ ﻧﺎﻣﻪ ﻟﺮﻩﻃﺎﻗﺘﻮﻥ ﺍﻭﻟﻤﺎﺳﺎ ﺗﺮ ﺗﻮﮐﻤﮕﻪ ﺍﻻﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﺗﺎﻥﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﯾﻠﺴﻮﻥ ﺍﯾﻠﻪ ﻭﻟﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺍﺋﻠﻤﻪﮔﻮﻟﯽ ﺩﺭ ﺳﺎﻗﻪ ﻧﯽ ﺳﯿﻨﺪﯾﺮﻣﺎ ﮔﻠﺴﺘﺎﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﺗﺎﻥﺁﭼﺪﯾﻘﻮﻥ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﻮﻥ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﻨﯽ ﮔﻮﺭ ﮐﯿﻤﻠﺮ ﺁﻟﻮﺏﺍﻏﻨﯿﺎ ﺍﻭﻟﺴﺎ ﺍﮔﺮ ﻭﺋﺮﺩﯾﮕﻮﻥ ﺍﺣﺴﺎﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﺗﺎﻥﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﺍﺋﻠﻤﻪ ﺑﺎﻏﻼ ﺑﻮ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﻗﺎﭘﻮﺳﯿﻦﺭﻭﺳﺎﻧﯽ ﭼﺎﻏﯿﺮﺍﻥ ﻭﻗﺘﻪ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭ
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
در این مطلب، جزئیات مربوط به «یرینه» ارائه شده است.
وئردی دونیا بیزه زحمت سروسامان یرینهیاغدی غم باشیمیزه بارش باران یرینهگجه میزدن بیزه گوندوز لریمیز اولدی قراغضه دن یاندی اورک شمع شبستان یرینهاوقدر چوخدو که قارونی ویراردیق دالیاآلان اولسیدی بیزیم غملری مرجان یرینهفقر ونادانی وتبعیض وفسادو رشوهدوزولوب دوره میزه میله ی زندان یرینهفقر بیداد الیور فاصله هرگون چوخالورنفسلر حاکم اولوب ملته سلطان یرینهاوقدر ثروتی واردی بو آقازاده لرینیری واردیرچخالار تخته سلیمان یرینهاوکچن گونلره افسوس اولا گتدی آراد
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «درمدح پاسداران عزیز» را میخوانید.
تقدیم به پاسداران عزیز بمناسبت سوم شعبان روز ولادت اماحسین ع وروزپاسدار***چمنده سیر ایدن بلبل مثالییوردوموزون،یوامیزین ایلقاریخلاصه عرض ائدوم ایگید مثالیسلام اولسون سیزه عزیز پاسدارآدوزلا مملکت تاپوب افتخار***قرآن آیه لری درس اولوب سیزهتاپولماز ایماندا یوخسا تای سیزهرهبرآرزو ائتدی قوشولسون سیزهای ایرانا اولان عزیز پاسداراسلام دایاقلاری اولان نامدار***سیز جبهه ده حماسه لر یاراتدوزاسلامین ایرانین آدون اوجالتدوزدشمندن کندیمی
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
در این مطلب، جزئیات مربوط به «آتش در دود» ارائه شده است.
به جای وصل سامان، دهر بر ما زحمتی افزودبه جای بارش باران، غم و اندوه را، بسرودبگشته روزمان تاریک و ظلمانی ز هر سوییدلم از غصهها سوزان، بگشته آتشی در دودغمم از گنج قارون هم ،فزونتر شد، ببین اینجااگر باشد خریداری، دل چون گوهری مسدودببین در جامعه فقر و فساد و ظلم جاری شدبه دور ما بگردیده چو میله، رخنه دردآلودحریصان بردهاند امروز، میراثی که با ما بودکه بر تاراج ملت گشتهاند، از هرچه نفعی سوددریغا فقر و ناچیزی، به جان و مال ما افتادکه حاکم گ
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «دل خونبار» را در ادامه بخوانید.
چهل روز است دل، دلدار گشته اسیرِ داغِ آن دیدار گشته چهل شب، گریه با ماه است همرازصدا در سینه چون گلزار گشتهشب و اشک و سکوتِ خستهٔ ما به نامِ او چنین تکرار گشتهشب از نو یادِ او را میکشد آهسحر در حسرتش، غمبار گشتههنوز از آن غروب خونِ نگاهشخطی بر صفحهٔ روزگار گشتهخدایا، در غمِ سوگِ عزیزان دلِ ایرانیان خونبار گشته تو خود آرامشی، ای حیِّ سبحان دلم خون، همچو آتشبار گشته ز داغِ خونِ آن جانهایِ رفته دلِ ما، دلغمین، خونبار گشته الهی، ص
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
آنچه تاکنون درباره «سوگ ناتمام» منتشر شده است را در ادامه بررسی میکنیم.
برای آنان که رفتند و برای داغی که نه با چهلم آرام شد، نه با گذر زمان… سوگ ناتمام در غمِ سوگِ جوانانِ وطن دلگیرم زیرِ بارِ غمِ این داغِ گران میمیرم روز و شب فرق ندارد به دلِ داغزدهصبح اگر سر بزند، باز همان تقدیرم خاکِ این شهر پُر از نامِ جوانرفته شده من کنارِ نفسِ خاطرهها، درگیرم چهلم آمد و گفتند: «دگر وقتِ گذشت» چه بگویم؟ که هنوز از غمشان میمیرم چهلم سهل، اگر آن روزِ چهارصدم هم برسد، باز عزادارِ همین تصویرم ماد
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «داغ زنده» را در ادامه بخوانید.
شعر داغ زندهخدایا من چه سازم این همه دردکه جانم مانده زیرِ بارِ نامرد شبم را گریه تا صبح آتشی کرددلم را داغِ این اندوه، خون کرد نه قبری، نه نشانی، نه چراغیفقط دستی که بر خاکی ،دل سرد جوان افتاد و خونش روی این خاکهنوز از داغِ او خورشید شد زرد نه مأمور و نه مردم را جدا دیدهمه در ماتمِ یک زخمِ همدرد سپردم دادِ این خون را به داورکه او بیدار و این دنیا فقط سرد من این داغِ وطن را زنده کردمکه این آتش به جانم ریشهها کرد علیشی، این غمِ ماند
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «پندیات ماه رمضان» را در ادامه بخوانید.
پندیاتاروجلوقدی اویان، ای جان! بو آیداسنی دعوت ائدوب، جانان بو آیداپذیرالیق ائده، اؤز بنده سیندنآچوبدور سفره ی ،احسان بو آیدااولار کی قلبیدن، ایمان گئتیرمیشاولالار آللّها، مهمان بو آیدابویورموش مصطفی: �صُومُوا تَصِحُّوا�اوروج دوت سالم اُول هرآن بو آیداچون احسان آیی دور، حق درگهیندهآچار ال سائل و سلطان بو آیداچتین دردی اولان آللّهی سسلرتاپار اوز دردینه درمان بو آیدااو کی فرصتلرین قدرین بیلَندیائدر مافاتینی جبران بو آیداائدر یار
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
برچسب:
نویسنده: سام سامانی